close
تبلیغات در اینترنت
تملک خدا یعنی دیدن او
D@rknight
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
آخرین ارسال های انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازدید ها آخرین پست دهنده
...... 0 62 nima
ﺩﻟﻢ ..ﺑـﭽـﮕﯿﻤـﻮ ﻣــﯿـﺨـﻮﺍﺩ ! 0 244 nima

 

تملک خدا یعنی دیدن او

 

 

 

ناتائیل با تو از انتظار سخن خواهم گفت...

من دشت را به هنگام تابستان دیده ام که انتظار می کشید،

انتظار اندکی باران....

ناتانائیل،ای کاش هیچ انتظاری در وجودت

حتی رنگ هوس هم به خود نگیرد...

بلکه تنها آماد گی برای پذیرش باشد.

منتظر هر آنچه به سویت می آید باش

و جز آنچه به سویت می آید را آرزو مکن.

جز آنچه داری آرزو مکن.

بدان که در لحظه لحظه می توانی خدا را به تمامی در درون خود داشته باشی.

کاش آرزویت از سر عشق باشد و تصاحب عاشقانه.

زیرا آرزویی نا کارآمد به چه کار می آید؟

عجبا! ناتانائیل ، تو خدا را در تملک داری و خود از آن بی خبر بوده ای!

"تملک خدا یعنی دیدن او ، اما کسی به او نمی نگرد..."

ندیده ای ، چون او را در پیش خود به گونه ای دیگر مجسم می کردی!

ناتانائیل تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود.

در انتظار خدا بودن ،یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری.

تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو...

و همه خوشبختی خود را در همین دم قرار ده....

در کوتاه ترین لحظه های زندگی،

توانسته ام هر آنچه را دارم در وجود خود حس کنم.

من همواره تمام دارایی های زندگی ام را در اختیار داشته ام.

به شامگاه چنان بنگر که گویی روز بایستی در آن بمیرد.

و به بامداد پگاه چنان بنگر که گویی همه چیز از نو زاده می شود.

نگرش تو باید در هر لحظه نو شود...

خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت در آید..!.

سر چشمه ی تمام دردسرهای تو،ای ناتانائیل،گوناگونی چیزهایی است که داری.

حتی نمی دانی از میان آن ها کدام را بیش تر دوست داری!

و این را در نمی یابی که یگانه دارایی آدمی زندگی است...

حتی کوتاه ترین لحظه ی زندگی نیز از مرگ زورآور تر است و آن را انکار می کند.

مرگ چیزی نیست جز رخصتی برای زند گی های دیگر...

برای اینکه همه چیز پیوسته نو شود

ناتانائیل، در پی آن مباش که در آینده گذشته را بازیابی...

تازگی بی مانند هر لحظه را دریاب و شادمانی هایت را تدارک مبین...

چگونه پی نبرده ای که هر سعادتی زاییده ی تصادف است و در هر لحظه هم چون گدایی بر سر ظاهرمی شود...

بدا به حالت اگر بگویی که خوشبختی ات مرده است، چون تو آن را "بدین سان" در رؤیاهایت ندیده بودی.رؤیای فردا مایه ی شادی است ،اما شادی فردا چیز دیگری است ؛و خوشبختانه هیچ چیز به رؤیایی که از آن در سر می پروردیم مانند نیست،چون هر چیزی ارزشی "دیگر"دارد....

 دوست ندارم که به من بگویی: بیا ،این شادی را برایت تدارک دیده ام؛من تنها شادی های تصادفی را دوست می دارم، و آن هایی را که با بانگ من ازدل سنگ بیرون می جهند.

ناتانائیل ، به تو خواهم آموخت که زیبا ترین هیجان های شاعرانه ، هیجان هایی است که از هزار و یک دلیل وجود خداوند به آدمی دست می دهد...

برخی احساس عشق به خدا را دلیل وجود "او" می دانند...

از همین روست که من هر چه را دوست داشته ام خدا نامیده ام ، و از همین روست که خواسته ام همه چیز را دوست بدارم.
هر جا که نمی توانی بگویی : چه بهتر؛ بگو: عیبی ندارد... در این گفته نویدی بزرگ برای خوشبختی نهفته است... برخی لحظه های سعادت را هدیه ی خداوند می دانند ، و برخی دیگر آن را هدیه ی چه کس دیگری؟...

ناتانائیل ، خدا را از خوشبختی ات جدا مدان...

 




نوع مطلب :
برچسب ها :

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 26
تعداد بازدید مطلب : 41
جمعه 04 ارديبهشت 1394 :: 22:7


آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 176
  • کل نظرات ارسالی : 440
  • تعداد کل کاربران : 8
  • بازدید امروز : 25
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید هفته : 40
  • بازدید این ماه : 127
  • بازدید سال : 1,026
  • بازدید کل : 33,318
امکانات جانبی

دانلود آهنگ
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای D@rknight محفوظ است